این بار، با «گلستانه» میرویم کنار پنجرهای که سهراب باز کرده؛ به باغ، به نور، به صدای خاک.
یه شعرِ قدمزنان، نرم و خلوت، که میتونه یهجور گفتوگو با خودت باشه، اگه بذاریش توی گوشِ دلت.
اگه تو هم از اونایی هستی که گاهی باید بزنی بیرون از هیاهو، این اپیزود مال توئه.
بشنو، لذت ببر و اگه حسش کردی، برای یکی دیگه هم بفرست. شاید اونم دلش هوای گلستان کرده باشه.
em_ tiamo
1 سال پیشدر دل من چیزی ست مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه...
em_ tiamo
1 سال پیشپشت تبریزی ها غفلت پاکی بود که صدایم می زد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است